موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
122
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
مملكتى متولد شدهاند كه زنان را عزتنفس و شرافت بسيار است . « 1 » گرچه اختتام اين فصل قدرى عجيب به نظر آمد ولى بدين شكل ختم ميكنم كه شط اورنت قديم از تبريز ميگذشته ولى فعلا جويبارى باسم اسپينگ چاى در آن مشاهده مىشود . شهر تبريز در 38 درجهء عرض شمالى واقع و در مدت اقامت ما گرماى آن عموما 22 درجه رئومور بود .
--> ( 1 ) نويسنده عجب خاكى به چشم مردم عالم پاشيده . و بىعفتى و نانجيبى زنان اروپا را بزنان ايرانى نسبت داده . مضحك اينست كه عمليات منافىعفت اغلب زنان اروپائى حتى ملكهها مثل كاترين و غيره نقل تمام مجالس و محافل است ، و بقدرى قصه و افسانه درين موضوع برشته تحرير درآمده كه نميشود كسى چندين فقره ازين فجايع را ندانسته يا نخوانده باشد ، معذلك انتساب آن را نويسنده بمشرق زمينيان ميدهد . عموما هروقت اروپائى خواسته راجع بمشرق زمين چيزى بنويسد نتوانسته دم از بيان اراجيف و مزخرفات فروبندد ، و سعى كرده براى خوشآيند هموطنان خود هرقصهايرا با دو هزار شاخ و برگ جلوه دهد . عيب اينجاست كه تا حال ايرانيان قلم خود را بذكر فجايع و بى - عفتيهاى اروپائيان نيالودهاند تا ننگ عالم بشريت معلوم شود كيست ! م . ه .